عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

122

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

و تندى زبانت را بدست آورد و نگاه دار خود را در همه اينها به پس انداختن تندى نمودن و بازدارى از حمله آوردن تا اين كه خشمت آرام گيرد و عقلت بسويت باز گردد 189 أمر بالمعروف تكن من أهله و انكر المنكر بيدك و لسانك و به اين من فعله بجهدك مردم را به نيكى وادار تا اهل آن باشى و زشت و بد را با دست و زبانت بد بشمار و با كوشش و جدّيتت از كار بد بدور باش . 190 اجتنب مصاحبة الكذّاب فان اضطررت إليه فلا تصدقّه و لا تعلمه أنّك تكذبّه فإنهّ ينتقل عن ودّك و لا ينتقل عن طبعه : از همنشينى با دروغگو بپرهيز و اگر احيانا ناچار شدى با او باشى گفتارش را راست مپندار و خبرش مكن كه باورش ندارى زيرا كه او در اين حال دست از دوستى تو بكشد و از خوى بدش باز نگردد . 191 أحسن رعاية الحرمات و أقبل على أهل المروءات فإنّ رعاية الحرمات تدلّ على كرم الشّيمة و الأقبال على ذوى المروءات يعرب عن شرف الهمّة : حرمتها را نيكو رعايت كن و بر رادمردان با مروّت روى آر كه اين حرمتها را نگهداشتن دليل بر خوش خوئى و بر مردم با مروّت و احسان روى كردن همّت بلند را مى شناساند . 192 افعل الخير و لا تفعل الشّرّ فخير من الخير من يفعله و شرّ من الشّرّ من يأتيه بفعله همواره كار نيك را بجاى آر و از بد بگذر زيرا خوبتر از خوب كسى است كه كار خوب كند و بدتر از بد كسى است كه مرتكب كار بد گردد . 193 أقم النّاس على سنّتهم و دينهم و ليأمنك بريئهم و ليخفك مريبهم و تعاهد ثغورهم و أطرافهم : بپاى دار مردم را بر روش خودشان و دين خودشان و بايد كه بى گناه آنها از تو ايمن باشد و گنهكارشان از تو بترسد و گوشه و كنار كارشان را نيكو نگهدارى كن . 194 ازهد فى الدّنيا و أعرف عنها و إيّاك أن ينزل بك الموت و قلبك متعلّق بشى ء منها فتهلك : بى اعتناى به دنيا باش و روى گردان از آن و زنهار بترس كه مرگ بر تو در آيد و تو دلبسته به چيزى از آن دنيا باشى كه در اين صورت از تباهانى .